اسکیل آپ چیست؟ هر آنچه باید از مقیاس پذیری بدانید

اسکیل آپ

تصور کنید بیزنس خودتان را راه‌ انداختید، سرمایه جذب کردید، محصول ساختید و برندتان را شکل دادید. خب، در ادامه چه می‌شود؟ حقیقت این است که یک استارتاپ نمی‌تواند تا ابد در همین مرحله باقی بماند. باید خودتان را برای یکی از سه سناریو زیر آماده کنید:

  • ورشکست می‌شوید.
  • خروج می‌کنید و با یک گروه بزرگتر ادغام می‌شوید.
  • تبدیل به اسکیل آپ می‌شوید.

در این مقاله قرار است راجع به سناریو سوم یعنی اسکیل آپ حرف بزنیم. برای شروع یاد می‌گیریم که اسکیل آپ دقیقا چیست؟ و در ادامه با تفاوت استارتاپ و اسکیل آپ، مراحل رشد بیزنس، ویژگی‌های scale up، مثال‌ها و رشد مقیاس پذیر کسب و کار آشنا می‌شویم. برای یک مطالعه‌ی لذت‌بخش و پر از یادگیری همراه فزایش باشید.

فهرست مطالب:

  • اسکیل آپ چیست؟
  • چرخه عمر کسب‌وکار
  • تفاوت رشد مقیاس‌پذیر با رشد
  • مفهوم اسکیل آپ از کجا شکل گرفت؟
  • فرق استارتاپ با اسکیل آپ چیست؟
  • استارتاپ چه زمانی برای اسکیل آپ آماده است؟
  • چالش‌های انتقال استارتاپ به اسکیل آپ
  • چند توصیه مفید از دنیای بیزنس
  • جمع‌بندی

اسکیل آپ چیست؟

افراد مشهور در دنیای بیزنس، اسکیل آپ (یا رشد مقیاس‌پذیر) را به شکل‌های مختلفی تعریف کردند. ما برای شروع یا یک تعریف ساده پیش می‌رویم و در ادامه مفهوم را بیشتر باز می‌کنیم.

معنی لغوی: scaleup یعنی بزرگ کردن چیزی از نظر اندازه یا تعداد.

تعریف ساده: اسکیل آپ یک استارتاپ است که موفق شده! یعنی ایده به اندازه کافی در بازار تست شده، محصول یا خدمات جواب می‌دهد، و مدل کسب‌وکار در ابعاد بزرگتر هم قابل اجراست. در این شرایط استارتاپ می‌تواند به مرحله بعدی برود و تبدیل به اسکیل آپ شود.

 

چرخه عمر کسب‌وکار: موش، غزال و فیل

بررسی چرخه عمر کمک زیادی به درک مساله می‌کند. پس بیایید با یکی از مدل‌های جالب در زمینه چرخه عمر کسب‌وکار آشنا شویم. این شما و این موش، غزال و فیل! 

مرحله پیش نیاز: همه چیز از یک ایده شروع می‌شود. در مرحله پیش از شروع، کارآفرین‌ها ایده‌ای دارند که قرار است یه یک نیاز پاسخ بدهد یا مشکلی را رفع کند. معمولا در این مرحله چشم‌انداز و اهداف مشخص می‌شود و روش اجرای ایده را انتخاب می‌کنند.  به این مرحله pre startup گفته می‌شود.

مرحله اول – استارتاپ: در این مرحله بیزنس پلن شکل گرفته و اعضای تیم دور هم جمع شده‌اند. با شکل گرفتن تیم، کار روی محصول یا خدمات شروع می‌شود و محصول را در بازار تست می‌کنند. یک موش کوچک اما فرز و ریسک‌پذیر!

مرحله دوم – اسکیل آپ: بعد از موفق بودن ایده و تست محصول در بازار، وقت رشد و توسعه است. اگر مدل کسب‌وکار شما در ابعاد کوچک جواب داده، احتمالا در مقیاس بزرگتر هم جواب می‌دهد.  پس می‌توانید مثل یک غزال سریع و قدرتمند رشد کنید.

مرحله سوم – اسکروآپ : ممکن است بیزنس بعد از اسکیل آپ به مرحله اسکرو آپ برسد. در این مرحله کسب‌وکار مثل یک فیل بزرگ اما کند و خسته است که خودش را با نیازهای جدید بازار تطابق نمی‌دهد و خلاقیتی ندارد.

چرخه عمر کسب و کار ورنه هارنیش
مدل چرخه عمر کسب‌و‌کار – برگرفته از کتاب اسکیل آپ ورنه هارنیش

اسکیل آپ همان رشد است؟ با ۲ مثال ساده

نه، رشد مقیاس پذیر با رشد فرق دارد. در رشد قضیه خطی است؛ یعنی شما نیرو و سرمایه را اضافه می‌کنید و از آن طرف فروش‌تان بالاتر می‌رود و بیشتر سود می‌کنید.

اما در اسکیل آپ هزینه را ثابت نگه می‌دارید (یا به مقدار خیلی کم افزایش می‌دهید) اما از آن طرف فروش و سودتان چندین برابر می‌شود.

یک مثال ساده از مقیاس پذیری بزنیم: فرض کنید شما برای فروش محصول‌تان هفتگی به ۱۰۰ نفر ایمیل می‌زنید. حالا قرار است لیست را بزرگتر کنید و ایمیل را به ۱۰۰۰ نفر بفرستید. طبیعتا نیاز نیست هزینه خاصی کنید یا تیم را بزرگ کنید. فقط لازم است که لیست ایمیل را آپدیت کرده و کاربران جدید را به لیست اضافه کنید. نتیجه چیست؟ با همان هزینه و نیرو، تعداد مشتری یا فروش‌تان بالاتر می‌رود.

حالا یک مثال ساده از رشد بزنیم: فرض کنید یک آژانس تبلیغاتی دارید که با ۱۰ مشتری کار می‌کنید. جدیدا ۱۰ مشتری دیگر هم جذب کرده‌اید. ساعت کاری نیروهای شما محدودیت دارد و طبیعتا نمی‌توانید با همان تعداد نیرو مشتری‌های جدید را پوشش دهید. در نتیجه درست است که با دو برابر شدن مشتری‌ها سود می‌کنید، اما باید به همان میزان هزینه کنید و نیرو یا سیستم اضافه کنید.

خودمانی: اگر به کسب‌وکارهای بزرگ دنیا نگاه کنید احتمالا همین پروسه را می‌بینید. مثلا یک شرکت تاکسی اینترنتی در مرحله استارتاپ تیم و ساختار و محصول را شکل داده. در فاز اسکیل آپ نیازی نیست به ازای هر راننده و مسافر جدید هزینه کند تا محصول جدید بسازد و نیروی جدید اضافه کند. نهایتا همان اپلیکیشن را بهینه‌سازی می‌کند یا نیروهای پشتیبانی را افزایش می‌دهد. اما از آن طرف تعداد کاربران چندین برابر در حال رشد هستند.

در تصویر زیر رشد آمازون را می‌بینم. نموداری ساده و رسا از یک اسکیل آپ:

نمودار رشد آمازون

 

مفهوم scaleup از کجا شکل گرفت؟

در مثال بالا (آژانس تبلیغاتی) دیدیم که شما برای افزایش سود و مشتری باید به همان اندازه نیرو و سیستم اضافه کنید. مشکل دقیقا همین جاست: سود بیشتر وابسته به هزینه بیشتر است.

همین مساله بود که ذهن کارآفرین‌های امروزی را مشغول کرد و نهایتا مفهوم اسکیل آپ شکل گرفت. یعنی راهکاری که بدون افزایش در هزینه، سود را افزایش دهیم. غول‌های بزرگ دنیای بیزنس دقیقا از همین استراتژی استفاده می‌کنند. مثلا همه‌ی ما شاهد رشد تعداد کاربران گوگل در این سال‌ها بوده‌ایم. اما جالب اینجاست که گوگل توانسته هزینه‌های خودش را در حالت مینیمم نگه دارد. در سال ۲۰۱۷ این شرکت تعداد هفت محصول داشت که هر محصول بیشتر از ۱ میلیارد کاربر فعال داشت. در حالی که همین سال، تعداد کارمندان گوگل فقط ۸۸هزار نفر بودند.

 

یک سوال رایج: فرق استارتاپ با اسکیل آپ چیست؟

استارتاپ تعریف و ویژگی‌های خودش را دارد که در مقاله‌های بعدی مفصل روی آن بحث می‌کنیم. در اینجا می‌خواهیم هشت تفاوت اصلی بین مرحله استارتاپ و اسکیل آپ را بررسی کنیم.

نرخ موفقیت استارتاپ ها

  1. تناسب محصول با بازار

یک فرق آشکار بین استارتاپ و اسکیل آپ تناسب محصول با بازار (product market fit) است. اسکیل آپ توانسته این مرحله را تکمیل کند. اما استارتاپ هنوز در مرحله آزمون و خطا قرار دارد. مثلا روی هدف‌گذاری مخاطب کار می‌کند، هزینه جذب مخاطب از روش‌های مختلف را بررسی می‌کند، فیچر و ویژگی محصولش را بهبود می‌دهد و… (اگر دوست دارید درباره پروداکت مارکت فیت بیشتر بخوانید به مقاله کامل آن سر بزنید)

  1. پیش‌بینی و اندازه‌گیری سود

در ادامه‌ی مورد بالا، اسکیل آپ ها می‌توانند از شرایط مالی واحدهایشان پیش‌بینی داشته باشند. مثلا یک scale up می‌داند که اگر x تومان وارد بیزنس کند y تومان سود خواهد کرد. اتفاقا همین شفافیت به رشد بیشتر کمک می‌کند. چون این گونه کسب‌وکارها قدرت پیش‌بینی دارند و می‌توانند با اطمینان بیشتری برای توسعه برنامه‌ریزی کنند.

در مقابل بخشی از سرمایه استارتاپ صرف آزمون و خطا می‌شود. این مرحله آزمون و خطا ممکن است تا یک سال و حتی بیشتر طول بکشد.

  1. مرحله سرمایه‌گذاری

از آنجایی که استارتاپ و اسکیل آپ در مراحل متفاوت رشد هستند، طبیعی است که مرحله سرمایه‌گذاری آنها هم متفاوت باشد. استارتاپ‌ها با سرمایه گذاری پیش بذری یا بذری شروع می‌کنند و گاهی به سری A می‌رسند. راندهای بعدی جذب سرمایه معمولا در مرحله اسکیل آپ انجام می‌شود. (پیشنهاد می‌کنیم مقاله ۷ روش تامین مالی کسب‌وکار را مطالعه کنید.)

  1. ساختار تیم

در شروع راه‌اندازی کسب‌وکار طبیعی است که اعضای تیم وظایف مختلفی داشته باشند. اما وقتی استارتاپ به اسکیل آپ تبدیل می‌شود، به هرم سازمانی و نیروهای متخصص نیاز دارید.

پیشنهاد سردبیر: در زمان رشد سازمان حتما با مساله تفویض اختیار هم مواجه می‌شوید. اپیزود سوم پادکست روش چهار تجربه واقعی از چهار مدیر را روایت کرده است. شنیدن آن را از دست ندهید!

  1. ریسک‌پذیری

تفاوت کلیدی بعدی در ریسک است. هرچقدر که کسب‌وکار کوچک‌تر باشد، ریسک‌پذیری بالاتری دارد. اما در اسکیل آپ باید در مورد ایده‌های جدید و تغییرات بزرگ احتیاط شود.

چون وقتی مشتریانتان انگشت‌شمار هستند، محصول خوبی ندارید و تراکنش‌تان صفر است، واقعا چیز زیادی برای از دست دادن ندارید! در این شرایط می‌توانید راحت‌تر به استقبال ایده‌های جدید بروید. ریسک‌پذیری به شرکت‌های کوچک این امکان را می‌دهد که واکنش سریعی به فیدبک‌ها بدهند، و با آزمون و خطا محصول را تکمیل کنند.

  1. سیستم و فرآیندها

در شرکت‌های کوچک و نوپا هنوز فرآیند طراحی نشده است. گاهی خود اعضای تیم فرآیندهای مختلف را تست می‌کنند تا به بهترین نتیجه برسند. اما در تیم‌های بزرگ‌تر‌، تمام فعالیت‌ها و نحوه انجام کارها چارچوب مشخصی دارد. سیستم و فرآیند مشخص در scaleup کمک می‌کند تا از اتلاف زمان و انرژی، بی‌نظمی و اعمال نظر سلیقه‌ای افراد جلوگیری شود.

  1. سلسله مراتب

رهبری در یک شرکت نوپا، با رهبری در اسکیل‌آپ زمین تا آسمان فرق دارد. به طور ساده، هر چقدر افراد سازمان بیشتر شوند، به مدیران بیشتری هم نیاز است. بنیان‌گذار کسب‌وکار می‌تواند روی یک تیم ۱۰ نفره نظارت کند. اما اگر افراد تیم به ۵۰ نفر برسند چطور؟

به همین دلیل در هرم سازمانی اسکیل آپ مدیرهای ارشد و میانی دیده می‌شود. این نقش‌ها معمولا از بین افراد با تجربه در مدیریت استخدام می‌شوند. با نظارت مدیران باتجربه، بنیان‌گذار می‌تواند راحت‌تر به توسعه و ارتقا سازمان بپردازد.

  1. جذب نیرو و آنبوردینگ

ممکن است در یک استارتاپ کوچک روز اول کاری به شما بگویند: بفرمایید این میز شما، این تسک شما و ما هم همکار شما هستیم! اما فرآیند جذب و آنبوردینگ در یک سازمان بزرگ متفاوت است. شما باید بتوانید افراد جدید را با روند کاری، فرهنگ سازمانی، و تیم‌های مختلف آشنا کنید.

اگر برای جذب و همسوسازی کارمندان جدید برنامه‌ریزی نکنید، احتمالا نیروهای تازه نمی‌تواند در سازمان بزرگ شما جایگاه خودشان را به درستی پیدا کنند. و در نتیجه باید خودتان را برای بهره‌وری پایین یا نارضایتی کارکنان آماده کنید.

تفاوت استارتاپ و اسکیل آپ


استارتاپ چه زمانی برای اسکیل آپ آماده است؟

همان‌قدر که چگونگی اسکیل کردن مهم است، زمان اسکیل هم اهمیت دارد. براساس گزارش Startup Genome حدود ۷۵% از استارتاپ‌ها به دلیل اسکیل آپ زودرس شکست می‌خورند. اما از آن طرف، صبر کردن طولانی باعث می‌شود فرصت‌های شما در بازار از بین بروند یا رقیب از شما جلو بزند.

متاسفانه هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که زمان اسکیل آپ را تعیین کند! استارتاپ‌هایی هستند که بعد از ۵ سال هنوز اسکیل نکرده‌اند، و مواردی هم هستند که بعد از یک سال به رشد مقیاس‌پذیر رسیده‌اند. اما خوشبختانه با ۷ معیار مفید می‌توانید تشخیص بدهید که استارتاپ شما آماده scaleup است یا نه؟

  1. به تناسب محصول با بازار (product market fit) رسیده‌اید

هنوز در مرحله آزمون و خطا هستید؟ یا توانسته‌اید برای مخاطبان هدف محصول مناسبی را تولید و عرضه کنید؟ سه شرط زیر یک نشانه مثبت برای اسکیل آپ هستند:

  • یک محصول قابل قبول دارید که توانسته رضایت مشتری را جلب کند.
  • بازار هدف شما مشخص است و مخاطبان به خوبی تعریف شده‌اند.
  • استراتژی مارکتینگ دارید.

در این صورت محصول شما آماده ورود به فاز اسکیل آپ است، و می‌توانید بعد از این روی افزایش تعداد مشتری تمرکز کنید. (قبل از پروداکت مارکت فیت ریسک اسکیل آپ بالا است. چون هنوز هیچ اطمینانی وجود ندارد که محصول یا خدمات شما  به اندازه کافی تقاضا دارد یا نه.)

بیشتر بدانیم! اگر هنوز به پروداکت مارکت فیت نرسیده‌اید مسیر زیر را دنبال کنید: دقیقا مشخص کنید که محصول یا خدمات شما چه مشکل یا نیاز مخاطب هدف را حل می‌کند. ارزش پیشنهادی یا value proposition خودتان را تعریف کنید. محصول حداقلی قابل عرضه (MVP) را به بازار ارائه کنید. محصول را تست، تست و تست کنید. و تبریک! حالا شما فونداسیون لازم برای پروداکت مارکت فیت را ساخته‌اید.

  1. وضعیت از چیزی که انتظار داشتید بهتر پیش می‌رود

بیزنس شما نه تنها به اهداف و تارگت‌ها رسیده، بلکه دارد نتایج فراتری هم می‌گیرد. وقتی این اتفاق پشت سر هم تکرار شود یعنی با یک نشانه طرف هستیم؛ نشانه‌ی مثبت برای اسکیل آپ.

اگر وضعیت فروش، تعداد مشتری، سود و بازگشت سرمایه از هدفی که گذاشته بودید بالاتر می‌رود، شاخک‌هایتان را تیز کنید و دلیل را بررسی کنید. شاید زمان رشد مقیاس پذیر برای شما رسیده است.

  1. جریان نقدینگی شما مثبت است

به طور ساده جریان نقدینگی یعنی پولی که به کسب‌وکار شما وارد شده و از آن خارج می‌شود. جریان نقدینگی مثبت یعنی وارد شدن پول بیشتر از خارج شدن است. پس برای ادامه فعالیت و پوشش هزینه‌ها پول کافی دارید. این دقیقا همان نشانه مثبت برای ورود به scale up است.

نکته: خود فرآیند اسکیل آپ می‌تواند هزینه‌‌ها را شدیدا افزایش دهد. (اگرچه با اسکیل آپ موفق این هزینه چندین برابر بازگشت خواهد داشت، اما کاری با آینده و روزهای شیرین موفقیت نداریم!) پس شما در هر صورت برای رشد مقیاس پذیر به تامین مالی نیاز دارید. جریان نقدینگی مثبت صرفا یک چراغ سبز برای گذار از استارتاپ به اسکیل آپ است.

  1. یک تیم متعهد در کنار خودتان دارید

موفقیت در کسب‌وکار یک کار تیمی است و تک نفره اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل لازم است قبل از رشد مقیاس پذیر، شرایط تیم، مهارت‌ها و عملکرد آن‌ها را بررسی کنید. یک توصیه طلایی! برای توسعه حداقل ۳ الی ۵ نفر نیروی متعهد در کنار خودتان داشته باشید. لزومی ندارد که این افراد حتما در سمت مدیریت باشند. صرفا می‌خواهیم یک تیم مرکزی معتمد و حرفه‌ای داشته باشیم تا به برند و موفقیت آن با تمام وجود اهمیت بدهند. و در چالش‌ها و مسیر اسکیل آپ کسب‌وکار را همراهی کنند.

  1. مشتریان شما بیشتر از ظرفیت پاسخگویی شما هستند

تعداد مشتریان آنقدر بالا می‌رود که دیگر تیم شما برای رسیدگی کافی نیست. این یک نشانه مثبت برای اسکیل آپ است! وقتی تعداد سفارش آنقدر زیاد می‌شود که دیگر نمی‌توانید پاسخگوی مشتریان باشید، یعنی تقاضا برای محصول شما بالاست.  وقتش رسیده که برای پاسخ به این تقاضا و استفاده از فرصت‌های تجاری جدید اسکیل آپ کنید.

البته حواستان باشد که داریم در مورد افزایش تقاضای پایدار حرف می‌زنیم. این که تعداد سفارش شما در یک مناسبت خاص بالا رفته نشانه درستی نیست.

  1. مدتی است که به سودآوری رسیده‌اید

سودآوری پایدار و مستمر یعنی وقت اسکیل آپ برای شما فرا رسیده است. مدت زمان سودآوری با توجه به شرایط استارتاپ تعیین می‌شود، اما به طور کلی داریم از یک دوره سود دو و حتی سه ساله صحبت می‌کنیم. این دوره مستمر نشان می‌دهد که بیزنس مدل شما مناسب و قابل اتکا است. پس اگر دائما در حال سود هستید، دست دست نکنید و هر چه سریع‌تر به سمت اسکیل بروید.

  1. کمتر در معرض ریسک قرار دارید

وقتی استراتژی برند و مارکتینگ را دارید، برای تیم یک فرآیند و سیستم ساخته‌اید، به شرایط خوبی در امور مالی و حقوقی رسیده‌اید، این یعنی ریسک‌های شما کم شده و آماده مقیاس پذیری هستید.

البته همه ما می‌دانیم که ریسک ذات یک کسب‌وکار است. و قرار هم نیست برای اسکیل اپ تمام ریسک‌های پیش‌بینی نشده را هم حل کنیم! اما وقتی شرایط پایه را به وضعیت خوبی رسانده‌اید، نگرانی‌ها کمتر می‌شود. و می‌توانید با شرایط بهتری به استقبال اسکیل آپ بروید.

رشد مقیاس پذیر

برای انتقال به اسکیل آپ حواستان به این چالش‌ها باشد

فرض کنیم با توجه به موارد بالا، زمان اسکیل آپ شما رسیده است. تازه اول راه هستیم! حالا باید خودتان را برای چالش‌های رشد آماده کنید. اگر بدون آمادگی و برنامه‌ریزی به دل اسکیل آپ بروید مشکلات مختلفی سر راه شما قرار می‌گیرند. سردرگمی تیم، کمبود بودجه، ارتباطات نادرست، کمبود نیرو، کمبود ظرفیت تولید، نارضایتی مشتریان و…

به همین دلیل لازم است از چالش‌های scale up آگاه باشید و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. در این بخش ۷ مورد اصلی و مهم را بررسی می‌کنیم.

تامین مالی

نقدینگی سرعت رشد را بالا می‌برد. همه ما می‌دانیم که رشد مساوی است با نیروهای متخصص، فضای اداری بزرگ‌تر، اضافه کردن تجهیزات، تکنولوژی جدید، تولید بیشتر و… طبیعتا همه‌ی این موارد هزینه‌بر هستند. پس بدون تامین مالی دست به هیچ کاری نزنید!

برای تامین مالی روش‌های مختلفی وجود دارد که در مقالات بعدی مفصل در مورد آن حرف می‌زنیم. به طور خلاصه شما می‌توانید یکی از روش‌های رایج مثل جذب سرمایه، وام بانکی و جریان نقدی کسب‌وکار را با توجه به شرایط‌تان انتخاب کنید.

استراتژی

استراتژی رشد دارید؟ اگر نه دست به کار شوید. در مرحله اسکیل آپ برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری حساب شده از نان شب واجب‌تر است.  شما باید بتوانید برای زیرساخت‌های رشد، سیستم‌ها، فرآیندها، منابع انسانی، ساختارهای فیزیکی و هرم سازمانی برنامه دقیقی داشته باشید.

آزمون: یک امتحان کوچک داریم! به سوالات زیر پاسخ بدهید (اگر فقط به آن‌ها فکر کنید هم قبول است!)

  • تمرکز شما قرار است روی چه اهدافی باشد؟
  • تارگت و KPI بخش‌های مختلف در سه ماه آینده کدامند؟
  • استراتژی جذب مشتری و بازایابی‌تان چیست؟
  • برای رقابت و افزایش سهم بازار چه برنامه‌ای دارید؟
  • قرار است روی کدام مزیت‌های رقابتی دست بگذارید؟
  • جذب استعداد و رضایت کارمندان را از چه طریقی فراهم می‌کنید؟

 خلاصه که برای تمام حوزه‌های رشد هدف‌گذاری کنید، و اقدامات مشخصی را برای رسیدن به این اهداف تعیین کنید.

نکته: معمولا استراتژی‌های اسکیل اپ در راستای افزایش سهم بازار است. برای رسیدن به این هدف لازم است بازارتان را دقیق و واضح بشناسید و پیام مناسبی را در مورد محصول و خدمات‌تان به مخاطب بدهید.

منابع انسانی

احتمالا تا الان اعضای تیم نقش تخصصی نداشتند و بیشتر جنرالیست بودند؛ اما حالا وقت تغییر رسیده است. در اسکیل آپ هرم سازمانی و تعریف نقش‌ها اهمیت بالایی دارد. شما باید بخشی از انرژی و هزینه را روی اصلاح ساختار سازمان، جذب نیروی متخصص و اضافه کردن لایه‌های مدیریتی بگذارید. پس بهتر است منابع انسانی را برای جذب استعدادها، کارهای مربوط به حقوق و دستمزد، ارتقای شغلی، و حفظ و رضایت کارکنان آماده کنید. راستی حواستان به طراحی فرآیند برای نحوه ارتباط تیم‌ها باشد. بستر مناسب ارتباطی از اتلاف وقت جلوگیری می‌کند و باعث حفظ کیفیت و انجام به موقع پروژه‌ها می‌شود.

همان‌طور که در تفاوت استارتاپ و اسکیل آپ گفتیم، آنبوردینگ با رشد سازمان تغییر می‌کند. برای ورود و معرفی نیروهای جدیدتان برنامه مشخصی طراحی کنید. تا چشم انداز، ارزشها و فرایندهای شرکت را به خوبی درک کنند. وقتی اندازه سازمان چند برابر شود، احتمالا دیگر با تک تک افراد از نزدیک در ارتباط نباشید. اما مهم است که بتوانید تیم را به ارزش‌ها و فرهنگ سازمانی پایبند نگه دارید. یک نکته سریع: هنگام اسکیل آپ، رشد ۲۰ درصدی نیروی انسانی در هر ماه طبیعی است. 

مهارت‌های رهبری

شما می‌توانید با ۵ نفر از دوستان نزدیک‌تان دور هم به سفر سریلانکا بروید! اما اگر قرار باشد یک گروه ۵۰ نفره به سفر ببرید قضیه فرق می‌کند. هر چقدر کسب‌وکار شما گسترش پیدا کند، باید به همان مقدار مهارت رهبری‌تان را افزایش دهید.

مهارت رهبری در استارتاپ

یک بنیان‌گذار قطعا تا همین جای کار مهارت‌های بالایی دارد. اما لازم است که همزمان با رشد کسب‌‎وکار خودتان هم رشد کنید. برای توسعه فردی خودتان زمان بگذارید، نقاط ضعف و قوتتان را شناسایی کنید، و مهارت‌های رهبری مثل برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی منابع، الویت‌بندی، تفویض اختیار، تعیین اهداف، ارتباطات، مدیریت بودجه، هوش هیجانی، حل تعارضات و…  را ارتقا دهید.

توصیه طلایی: به تمام کارآفرین‌ها توصیه می‌کنیم که یک تیم متخصص از افراد مورد اعتماد و حرفه‌ای بسازند. سعی کنید اعضای تیم مکمل هم باشند (مثلا یک نفر MBA، یک متخصص در زمینه مالی، و حتی عضوی که مهارت‌های عمومی بالایی دارد.) با این تیم کاردرست می‌توانید مسائل را از جوانب مختلف بسنجید، و خطاها را تا حد زیادی رفع کنید.

ارتباطات حرفه‌ای

ارتباطات بیشتر یعنی فرصت بیشتر. داشتن ارتباط فقط به درون سازمان شما محدود نمی‌شود. در مسیر رشد بهتر است برای ارتباطات خارج سازمان هم اقدام کنید. کارآفرینان باید شبکه‌ای از شرکا، ارائه دهندگان خدمات، تامین کننده‌ها، کانال‌های فروش و مشتریان بسازند. این تعاملات می‌توانند مسیر رشد شما را هموارتر کنند.

فرآیند و سیستم‌سازی

در استارتاپ طبیعی است که بخشی از کارها به صورت دستی انجام شوند. اما در رشد مقیاس‌پذیر این سیستم عملی نیست. شما باید بتوانید فرآیندهای استاندارد و تکرارپذیری را طراحی و پیاده‌سازی کنید. پس حتما برای کارهای روزمره مثل تولید محصول و ارتباط با مشتری، به‌روزرسانی تکنولوژی و IT، خرید سیستم‌های پشتیبانی، سیستم کنترل پروژه، آموزش پرسنل و فرآیند دقیق گزارش‌دهی برنامه‌ریزی کنید.

نکته: فرآیند و سیستم‌سازی را نسپارید به امان خدا! کارکرد درست و بهینه را در دوره‌های مشخص بسنجید. به آن تصویر بزرگ و هدف نهایی کسب‌وکار نگاه کنید و مطمئن شوید همه فرآیندها در راستای تحقق این هدف کار می‌کند.

مارکتینگ و برندینگ

یک کسب‌وکار چطور می‌خواهد رشد کند اگر کسی در مورد آن نشنیده باشد؟ در اسکیل آپ حتما توجه ویژه‌ای به بخش مارکتینگ داشته باشید و مناسب‌ترین ابزار را در جهت برندینگ و تبلیغات استفاده کنید.

علاوه بر برندینگ یکی از بخش‌های مهم مارکتینگ جذب کاربر است. کسب‌وکار قرار است به واسطه‌ی مقیاس پذیری به درآمد بالاتری برسد. پس قطعا برای تحقق این هدف به مشتری نیاز داریم! همچنین اگر تا به حال برنامه‌ای برای حضور در سوشال مدیا نداشتید، بهتر است برای ارتباط با مخاطب و روابط عمومی از طریق این کانال‌ها برنامه‌ریزی کنید.

 

پند بزرگان در مورد اسکیل آپ!

در انتها برای حسن ختام چند نقل قول از افراد مطرح در دنیای بیزنس را با هم بخوانیم.

      (Only those who will risk going too far can possibly find out how far one can go. (T.S. Eliot

فقط کسانی که برای جلو رفتن ریسک می‌کنند، می‌فهمند که تا کجا می‌توان رسید. تی اس الیوت نویسنده، برنده جایزه نوبل


      The only way you are going to have success is to have lots of failures first. (Sergey Brin, co-founder, Google)

تنها راهی که شما را به موفقیت می‌رساند این است که اول شکست‌ها را تجربه کنید. سرگی برین هم‌بنیان‌گذار گوگل


      Letting go and trusting others to do things well is one of the more challenging aspects of being a leader of a growing organization. (Verne Harnish)

رها کردن و اعتماد کردن به دیگران برای انجام کارها، یکی از چالش‌های بزرگ در رهبری سازمان در حال رشد است. ورنه هارنیش بنیان‌گذار سازمان کارآفرینان جوان، کارآفرین، نویسنده.


و یک تعریف از سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD: اسکیل آپ شرکتی است که در سه سال گذشته، هر سال حداقل ۲۰% رشد داشته باشد، و تعداد کارکنان آن در دوره اول حداقل ۱۰ نفر باشند. نکته: این رشد با توجه به کسب‌وکار شما می‌تواند با معیارهایی مثل سود حاصل از سرمایه، تعداد کارکنان، گردش مالی و … سنجیده شود.

.

.

.

برای اسکیل آپ آماده‌اید؟ ما کمکتان می‌کنیم

مهم است که روی یک نکته دوباره تاکید کنیم؛ اگر به نسبت افزایش هزینه‌ها سودتان افزایش پیدا کرد، در اینجا هیچ رشد مقیاس پذیری اتفاق نیوفتاده است! اسکیل آپ جایی است که با شیب آرام هزینه، سود به صورت تصاعدی بالا برود. و این اتفاق شیرین وقتی می‌افتد که بتوانید استراتژی و سیستم‌سازی درستی داشته باشید.

ما در فزایش آماده‌ی کمک به اسکیل کسب‌وکارها هستیم. در فزایش مدیران باتجربه از استارتاپ‌های مطرح کشور، که خودشان مسیر اسکیل‌آپ را با موفقیت گذرانده‌اند، شما را برای عبور از همین مسیر همراهی می‌کنند. برای آشنایی با خدمات منتورینگ اسکیل آپ می‌توانید به صفحه مشاوران مراجعه کنید.

در آخر اینکه اگر سوال، نظر و تجربه‌ای در موضوع اسکیل آپ دارید، حتما در بخش‌ کامنت‌ها برای ما و خوانندگان فزایش بنویسید. مشتاقانه منتظرتان هستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *